محل تبلیغات شما
با مامان حرف زدم و گفت چهار ساعت تونسته بخوابه می‌گفت دیگه گوشهام تیر نکشید امیدوارم قرص ها کارکرد خون رسانی و درمان اختلال رو خوب پیش ببرند با حداقل عوارض. خیالم کمی راحت شد واقعا. امروز چهارشنبه ست. دیشب تا دیروقت بیدار بودم خوابم نمی برد و هزار فکر کردم بعد رفتم تو بالکن و کنار گل هام نشستم و آسمون رو نگاه کردم.صاف بود با کمی ابر اینجا و اونجا. سه تا قفسه ای که سفارش داده بودم برای کتابها دیشب آوردند.

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
فرای ذهن مسافر بی نشون با من باش خبر جدید گروه آموزشی اعتماد بدترین پسر دنیا Fence Dark زندگی شُخمیِ من اداره کتابخانه های عمومی شهرستان نوشهر